چندي پيش مطلبي در بارهي بازيهاي پر از اغراق و جلوهگري و متفاوتنمايي حامد بهداد نوشتم. كل مطلب را در پنجرهي ماهنامه فيلم در كنارهي راست سايت گذاشتهام. در طول مطلب كوشيدم احساسات منفي حاصل از بازي عصبيكنندهي بهداد در دلخون را در نوشتهام دخالت ندهم و آرام و منطقي و با استدلال بنويسم. هوشنگ گلمكاني هم كه نظرش برايم اهميتي فراتر از سردبيرياش دارد، معتقد بود كه نوشتهي مستدلي شده است و خودش هم طي يادداشتي كوتاه، اين نظر را در بارهي بهداد تاييد كرد. با شناختي كه از مصاحبهها و عجيبگوييهاي اين بازيگر داشتم و خودشيفتگي مفرطي كه دارد، انتظار داشتم كه جايي از خودش واكنشي بروز دهد. كسي كه با شوخي همكارش به وجد ميآيد و باور ميكند كه: "در دنيا تنها سه بازيگر حق اغراق دارند، رابرت دنيرو، بهروز وثوقي و حامد بهداد." طبعا نقد را نميتواند تاب بياورد. اولين واكنش عمومي كساني كه مورد نقد واقع شدهاند، ادعاي غرضورزي با آنهاست كه خب تكراريتر از آن است كه جدي گرفته شود. واكنش ديگر بهداد در روزنامه اول مهر وطن امروز، جلوهي نگرانكنندهتري داشت. او اين نوشتهي من (و چه بسا يادداشت تاييدي سردبير) را بهدليلسوءتغذیهوکهولتسندانستهکهفسفرهایمغزراکاهشمیدهدوازبینمیبرد. روزگاري بود كه منتقدان را متهم ميكردند كه نقد نميكنند، فحش ميدهند. حالا به نظر ميرسد كه مناسبات ناسالم و برخي آشفتگيهاي رواني در سطوح مختلف اجتماعي باعث عبور از حداقلهايي شده كه زماني به عنوان ضروريات آداب فردي و اجتماعي تلقي ميشدند. اين فحاشي بهداد بيش از آن كه در حد پيگيري حقوقي اهميت داشته باشد، زندهشدن و تئوريزه كردن لمپنيسم است. طبعا از كسي كه صاحب شغل و نامي در فرهنگ و هنر است، توقع اين است كه آداب تازهاي بياموزد و بتواند خود را مهار كند. اين كه كسي خود را به شوريدگي بزند و به خودش اجازه دهد در يك كنفرانس مطبوعاتي بپرد روي ميز و رفتارهاي سخيفي از خود نشان دهد، تنها به خود او باز نميگردد. يا اين كه كسي بتواند در يك روزنامه رسمي بيادبي كند، صرفا به رواننژندي مبتني بر اغراق و غيرقابلپيشبيني بودن او مربوط نميشود. خودشيفتگي و خودنمايي ارتباط تنگاتنگي با هم دارند و اگر به حد بيمارگونهاي برسد بايد در پي درمان آن بود نه افتخار به استمرارش. رفتارهاي خلاف عرف بهداد كه به دشنامگويي هم رسيده، حكايت بهلول و چاه زمزم را به ذهن ميآورد و طبعا بايد اطرافيان چنين كسي به يارياش بشتابند. اينها الزاما ويژگيهاي شخصي غيرقابل اعتنا نيستند، بلكه او با عبور از حداقلهاي آداب معاشرت عمومي، كل ارزشهاي پايهي اجتماعي را به سخره ميگيرد. دوست وكيلي كه به سينما هم علاقهمند است اصرار دارد كه چنين رفتارهايي را بايستي با اقدامات قضايي، هزينهدار كرد تا احيانا آدمهايي شبيه بهداد را متقاعد كند كه هر آن چه به ذهن آنها براي انجام يا گفتار ميرسد، قابل اجرا نيست و وظايف مهمي بر عهدهي قشر خاكستري در مغز آدميست؛ از جمله كنترل تكانههاي ليمبيكي (مثل فحاشي و روي ميز پريدن). من البته حوصلهي عمل به پيشنهاد دوستم را ندارم و اصلا با قضايي شدن فضاي فرهنگي و هنري مخالفم. حامد بهداد جوان مستعديست كه اگر بتواند نگاه واقعبينانهاي به خودش داشته باشد و تكانههاي عصبياش را كنترل كند، ميتواند آيندهي اميدواركنندهاي داشته باشد. اطرافيان دلسوز بايد به جاي شوخيهايي در حد معادلپنداري او با براندو و دنيرو و پاچينو، به يارياش بشتابند و در گام نخست، آداب اجتماعي و بديهيات مواجهه با احترام عمومي را به او بياموزند... و يك خاطره: يك بار مشغول رانندگي بودم كه يك مزدا با سرعت پيچيد و با من تصادف كرد. راننده جوانش حالت طبيعي نداشت و مقصر بود. گفتم منتظر ميشويم تا پليس بيايد و با 110 تماس گرفتم. كمي بعد ديدم كه دارد سرش را تكان ميدهد و با مشت كوبيد روي كاپوت ماشينش و خلوچلبازي درآورد: "ببين من حالم خوب نيست ها!... بيخيال!!" و بعد رفت كه سوار شود و برود. دستش را محكم گرفتم و گفتم هيچ مسئلهاي نيست: "بعد از اين كه پليس آمد و كروكي كشيد و مقصر معلوم شد، با يك آمبولانس تماس ميگيرم تا شما را به يك مركز درماني برساند. من روانپزشكان حاذقي سراغ دارم كه ميتوانند به شما كمك كنند."
نظرات (61)
نوشته شده توسط علی سنجری, در ساعت 19 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 سلام حق با شماست. اولین بار او-دوست ندارم اسمش را هم حتی بنویسم-را در یک برنامه تلوزیونی دیدم که به عنوان مهمان برنامه امده بود،رفتاری دور از شان یک بازیگر و جوانی که حالا امده و شده یک هنرپیشه و بازیگری که برای بسیاری از جوانان الگو شده-خوب و بدش را اصلا کاری ندارم!!!- باید بهش تذکر بدهیم خیال نکند خیلی "خاص" است که این حرکات سخیف را انجام می دهد لطفا کامنتم را کامل نمایش دهید
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د , در ساعت 20 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 جان کلام را گفتید لمپنیسم!
نوشته شده توسط سارا, در ساعت 21 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 شما هم که سخت عصبانی شده اید گویا... البته حق دارید. متاسفانه جوگیر شده است.
نوشته شده توسط ahmad, در ساعت 21 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 چه زشت و توهين آميز. خودشيفتگي يه آدم لمپن چه معجوني از آب در مي آيد!
نوشته شده توسط پیمان برنجی, در ساعت 22 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 تقصیرآقای حامد بهداد یا بهتر بگوییم آقای حامد صابری سابق! نیست که این چنین است ، وقتی اخراجی ها در این زمانه قدر می بیند ,هم از سوی مردم و هم از آن سوی , باید هم گوش هایمان به ابوعطا خوانی هایی این چنین عادت کند که این البته با پوزش علاج ندارد چون دیگر در خمیره و وجود یک شخص نشست و بقول کیمیایی سمنت شد. و تو حالا بخواهی که کلنجار بروی در این بی وقتی با ذهنی که به تصلب دچار است... بقول بهرام بیضایی : کجاست یاری دهنده ای که یاری ام کند؟! سیلی روزگار گاهی بد جوری ... احمد رضا احمدی در فیلم ناصر صفاریان راجع به آن چک صحبت می کند ...یادتان هست؟ خدا نکند که به صورت آدم بخورد ...امان
نوشته شده توسط محمد خلیلی نژاد -, در ساعت 22 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 سلام نکته جالب مطلب شما مقایسه خاطره شما با ابتدای نوشته شما بود . بسیار جالب بود لذت بردم . در مورد حامد بهداد با شما صد درصد موافقم . آدم باید انتقاد پذیر باشد . واقعا متاسفم که شاهد این جور رفتارها هستیم . من مطلب شما و آقای هوشنگ گلمکانی رو در مجله فیلم خوندم . نقد منصفانه ای بود . موفق باشید
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 22 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 سلام استاد حامد بهداد بازیگر نسبتا خوبی است که شخصیت و منش هنرمندانه ندارد متاسفانه و همیشه خود را بالاتر از دیگران می داند و این وحشتناک است تا سال گذشته از هواداران بازی و کلیت وجودش بودم، اما پس از خواندن مصاحبه اش با نسیم هراز کلا زده شدم از کسی که خود را هم تراز با براندوی کبیر می داند،متاسفم و دیگر هیچ!
نوشته شده توسط معصومه , در ساعت 22 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 خیلی کار قشنگی کردید هرچند معمولا قهرمانان فیلم ها در مقابل امثال بهداد ها( با تعاریف شما از او ) و چنین رانندگانی می توانند اینطور عکس العمل نشان دهند چون هیچ بعید نیست بعد از کوبیدن روی کاپوت چاقو درآورند.
نوشته شده توسط روشنك, در ساعت 23 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 آدمهاي هايپر با شخصيت نمايشي معمولاً هنرپيشه ها و هنرمندان خوبي از آب در مي آيند اما اگر اين خصيصه در آنها به صورت كنترل نشده اي رشد كند حالت زننده و اغراق آميزي به خود مي گيرد كه به قول شما با خودشيفتگي توأم است .
از آنجايي كه من خودم از دسته آدمهاي هايپر و پر انرژي محسوب مي شوم كه گاهي روند عكس را در پيش مي گيرم و براي ساعات يا روزهايي به تنهايي و انزواي مطلق نياز پيدا مي كنم نشانه هاي اين افراد را به خوبي مي دانم .. هايپرها و نمايشي ها مي توانند بسيار خلاق و باهوش و ماجراجو باشند و شايد به همين دليل براي افراد معمولي كه مطابق با نرم جامعه زندگي و رفتار مي كنند معمولاً عجيب و آزاردهنده جلوه مي كنند اما در صورت كنترل و كاناليزه كردن استعدادهاي خود مي توانند به موفقيتهاي بزرگي دست پيدا كنند كه شايد افراد عادي و معمولي جامعه براي رسيدن به همان موفقيتها بايد سالها زحمت بكشند و وقت صرف كنند . اين يك موهبت است كه در عين حال يك نقطه ضعف هم مي تواند باشد . بستگي به فرد دارد كه چطور از اين خصيصه به نفع خودش استفاده كند .
من فكر مي كنم اين رفتار و عكس العمل زشت آقاي بهداد به انتقاد منطقي و محترمانه شما ربطي به هايپر بودن يا رفتارهاي اغراق آميزشان نداشته باشد كما اينكه در جامعه ايراني ما هنرمندان بسياري هستند كه رفتارهاي معقولانه اي از خود نشان مي دهند اما به وقت انتقاد با همان زبان لمپني معروف به مقابله با دشمنان خيالي خود مي پردازند . اين واقعيت را بايد قبول كرد كه ادب و تربيت و نحوه درست سخنگويي در شخصيت بسياري از آدمها صرف نظر از شغل و موقعيت اجتماعي و فرهنگي آنان نهادينه نشده و تنها يادآوري و تذكرهاي جدي مي تواند اين افراد را نسبت به رفتار و گفتارشان مسئول كند .
نوشته شده توسط محمد خلیلی نژاد -, در ساعت 23 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 ساختارشكني و برهم زدن روند خطي زمان و روايت اكنون نوعي مد سينمايي محسوب ميشود. چيزي كه دست كم «آلخاندرو گونزالس ايناريتو» فيلمساز مكزيكي در آن به تبحر خاصي دست يافته است. اين نوع روايت و به خصوص نحوه فيلمبرداري (روي دست با لرزشهاي خفيف)، ميزانسن و دكوپاژ... كاملا در خدمت رئاليسم نوين او كه ميتواند تداعي نوعي مدرنيته سينمايي باشد به درستي در خدمت انتقال تفكرات ايناريتو و احساسات اوست.
/////---- ادامه مطلب در وبلاگ هنر سینما ----\\\\\
نوشته شده توسط یاسمن , در ساعت 23 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 راستش من یک بار بهداد را در یک مصاحبه تلویزیونی دیدم برنامه رشید پور و یکبار هم مصاحبه ای از او در یکی از مجلات خواندم . اما خیلی در این دو مورد به خودشیفتگی هایش اشاره نشده است و من چنین برداشتی نکردم . اما حالا با این صحبتهایی که در مورد نقد نوشته شده به روی بازیش مطرح کرده جای فکر و سوال دارد که به راستی چرا چنین برخوردی ؟ اما چنین رفتاری در یک کنفرانس مطبوعاتی برای اینکه نشان دهد بدن بازیگر تئاتر باید چه قابلیت هایی داشته باشد قابل پذیرش نیست و در واقع دور از نزاکت است .چون جای نشان دادن قابلیتها یا روی پرده سینماست و یا صحنه تئاتر . یادم هست در کلاس های بازیگری که مربوط به همین اواخر است خیلی صحبتهای خوبی فراتر از خودشیفتگی و خود بزرگ بینی و مقایسه خودمان با بازیگران بزرگ خارجی و ایرانی مطرح می شد که استفاده از همان جمله ها در زندگی می تواند بسیار مفید باشد . خداوند همه را به راه راست هدایت کند . موفق باشید .
نوشته شده توسط فرناز , در ساعت 00 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 همیشه می گویند اعتماد به نفس خیلی خوب است!!!اعتماد به نفس داشته باشید!اما یک جمله دیگر هم باید به این دو جمله اضافه کرد:اعتماد به نفس کاذب نداشته باشید!مشکل اصلی ایشان اعتماد به نفس کاذب است!از بازیگری که از 5 صفحه مصاحبه 6 صفحه از خودش و استعداد عجیبش بگوید چنین رفتارهایی به دور از انتظار نیست!همین مصاحبه ای که گفتم من را کلا از بهداد زده کرد و دیگر حتی چند بازی خوبی را هم که در کارنامه دارد به چشمم نمایشی است!
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 09 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 گاهی برخی تصور می کنند که بیماری های روانی یا هر پیچیدگی ذهنی و شخصیتی فقط به سراغ عموم جامعه می رود و آن بالا نشین های هر قشر وصنفی را درگیر نمی کند.....ولی ای کاش گاهی هنرمندان ما، شاعران ما، اساتیددانشگاه و هزاران هزار انسان دیگر که بنا بر دلایل واهی خود را بری از هرگونه آشفتگی روحی می پندارند به اصل وجودی خویش رجوع می کردند..... بی شک سعی بر دیده شدن در وجود برخی تا زمانی که پا را فراتر از دایره اخلاق حرفه ای نگذارد قابل تحمل است اما اگر در یک مقوله فرهنگی و روابط این گونه، گاه نظراتی که هیچ گاه پشتوانه کارشناسی ندارند هنرمندان را از اصول راه حرفه ای خارج می نماید. پس من به حامد بهداد می گویم : حتی اگر در هنر بازیگری به مارلون براندوی کبیر هم برسی هیچ گاه مارلون براندو نخواهی شد!!!!هنرمند جایگاهش را نه صرفاً از برتری هنری بلکه از طرقی به دست می آورد که شما وامثال شما با آن ناآشنایند. و گاهی اوقات احساس می کنم که عمل شنیع برخی حتی من را که دور از ماجرا هستم شرمنده می کند....آقای دکتر من از شما معذرت می خواهم.
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 09 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 دکتر مرز بین صفات از مو هم باریکترند؛ در فاصله های نزدیک به هم می توانید شجاعت و حماقت، جسارت و وقاحت، اعتماد به نفس و توهم و خیلی چیزهای دیگر رو ببینی؛ اما من مشکل رو به شخصه از خود حامد بهداد عزیز نمیدانم؛ پیشرفت در مملکت ما مسیر مشخص و پله پله ندارد و این باعث میشه در پله های طی نشده آموزشهای لازم جا بیفتند و اینها سبب شوند درک و آداب اجتماعی ساده و اولیه مغفول بمانند! در مورد نوشته تون هم در مورد سبک بازیگری، باز هم شخصاً not only موضوع توهین آمیزی حس نکردم،but also بسیار برای خود حامد بهداد آموزنده و مفید ارزیابی نمودم. البته فضای نقدپذیری به طور کلی در کشورمان مخدوش است و فقط به سینما منحصر نمیشود؛ شما میتوانید نمونه های بسیاری را در عرصه های دیگر ببینید که نقد یک مربی فوتبال یا یک مدیر ورزشی یا یک مدیر اقتصادی به چه اتهامات عجیبی منجر شده است.
نوشته شده توسط عليرضا م, در ساعت 10 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 آدم اين حرف ها و كارهاي حامد بهداد را مي شنود و مي بيند تنش مورمور مي شود. اين قدر از خود راضي بودن مشمئزكننده است. حالا خوبه بازيگر به درد بخوري هم نيست وگرنه اگه جاي پرويز پرستويي و شكيبايي و اين ها بود كه احتمالا به سايه اش مي گفت دنبال من نيا! مطلبتون در مجله فيلم يكي از بهترين مطلب هايي بود كه در نقد بازيگري خونده بودم. شما كه پزشكيد به نظرتون اين حرف هاي بهداد توهم نيست؟ همين مصاحبه اش در وطن امروز را كامل اگه بخونيد. آدم دلش مي سوزه به خدا كه يه نفر واسه جلب توجه و به قول شما متفاوت نمايي اين همه ادا و اطوار دربياره.
نوشته شده توسط سپیده, در ساعت 10 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 بله.من هم موافقم با حرف های شما.
نوشته شده توسط مرتضآ, در ساعت 12 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 کسی که که با تقلید صدای دبلور مارلون براندو میخواد مارلون براندو باشه .
دکتر باید بهش گفت که : جهان تنها اصل را می ستاید .... هر چند که هیچ چیز اصلی وجود نداره .
نوشته شده توسط احمد, در ساعت 14 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 خسته نباشید دکتر. دست تون درست!
نوشته شده توسط علي , در ساعت 14 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 حال آدم بد مي شه كه چنين آدم هايي عنوان هنرمند را يدك مي كشند.
نوشته شده توسط علی سنجری, در ساعت 15 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 سلام /خاطره ای که در اخر نوشتید معنای خاصی داشت،نه؟
نوشته شده توسط MerCeDeh , در ساعت 15 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 سلام و عرض خسته نباشيد متشكرم كه حرف دلمان را گفتيد. البته من از فيلمهاي قبلي اش هم اين احساس را داشتم كه يه جورايي اغراق آميز بازي مي كنه ولي بعد از آن مصاحبه و اين رفتارها ديگه به حد اعلي خودش رسيد و واقعاً ديگه جوگير شده. از اين مي ترسم كه چند روز ديگه در كلاسهاي آموزش بازيگري به عنوان استاد شروع به تدريس هم بكنه !!!!
نوشته شده توسط آسمان, در ساعت 15 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 سلام مقاله شیرجه در فنجان را در مجله فیلم خواندم، عالی بود، از خواندن متن فوق نیز بسیار لذت بردم. متشکرم پیروز باشید
نوشته شده توسط حسین لامعی, در ساعت 21 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388
سلام به همگی مخصوصا آقای جلالی فخر......
این که حامد بهداد، به شما و آقای گلمکانی توهین کرده واقعا خجالت انگیز و تاسف باره...... به عنوان یکی از علاقه مندان حامد بهداد که خیلی خوب می شناسمش واقعا خجالت کشیدم.......
اما استاد جلالی فخر، این رو به حساب بی ادب بودن حامد نذارین، بذارین رو حساب این که حامد بهداد کلا دیدی شدیدا منفی نسبت به منتقدین داره... حامد هر ویژگی منفی داشته باشه، قطعا آدمی نیست که بخواد به کسی توهین یا بی حرمتی کنه، تو مصاحبه هاش شاید از دید دیگران غرور کاذب دیده بشه، اما قطعا هیچ بی حرمتی دیده نمیشه... اگر هم راجع به شما و هوشنگ گلمکانی حرفی زده از سر این بوده که دیدش نسبت به منتقدین شدیدا منفی ست و گمان می کند منتقدین فقط دنبال آشوب ، کوبیدن و تخریب هستند... برای هم عمل منتقدانه ی شما عکس العکمل شدیدا غیر منطقی و ناشایست حامد بهداد را پدید اورد.......اما این حرفهایش را به هیچ وج به به حساب بی ادب بودنش نگذارید......به حساب این بگذارید که گمانش نسبت به مشا منفی ست و فکر می کند منتقدین نسبت او کینه توزی دارند......
باز هم تکرار می کنم که حرفهای حامد بهداد در مورد شما و آقای گلمکانی این قدر سخیف بود که جای هیچ دفاعی را بر جا نمی گذارد و به هیچ وجه قصد دفاع از این حرفهای را ندارم، فقط می خواهم بگویم این حرفها به هیچ وجه از سر بی ادب بودن و شعور کافی نداشتن نیست.... از سر این است که متاسفانه گمان می کند همه دشمنش هستید...
یا علی مدد
نوشته شده توسط مجید , در ساعت 17 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 خیلی عالی نوشتید. این آقا کلا حالش خوش نیست. :))
نوشته شده توسط کامران , در ساعت 21 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 سلام جناب دکتر زمانی که فیلم اخراجی های 2رکورد دار بیشترین فروش در کشور شده بود بنظرم رسید یکی از عوامل مهم فروش فوق العاده ان درواقع گرایش به لمپنیسم گفتاری و کرداری است و در همان موقع هم این مطلب را در یادداشتی در وبلاگم نوشتم. از طرفی گیشه موضوعی نیست که بتوان از کنار ان براحتی گذشت و این دو مطلب در کنار هم عوامل سینما را در راهی قرار می دهد که جناب حامد بهداد و در اینده طیف گسترده تری از بازیگران و عوامل سازنده فیلم را به سوی خود خواهد کشید. از مطالبتان خیلی استفاده کردم و خواننده مطالبتان هستم. موفق باشید
نوشته شده توسط ساراي, در ساعت 23 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 نبايد خل بازي هاي چنين آدم هايي را به حساب بامزگي شان كجاست. اين ها اگر نقد نشوند مدام بدتر مي شوند.. بلكه از دست هم مي روند.
نوشته شده توسط هوشنگ حسني, در ساعت 08 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 من بر خلاف شما دلم براي بهداد سوخت. شما ميگيد بقيه كمكش كنند تا از اين شرايط نجات پيدا كنه اما اين همه كامنت كه همه عليه او نوشته اند ممكنه باعث بشه كه از سر لجبازي بيشتر تو اين باتلاق فرو بره.
نوشته شده توسط مهشيد , در ساعت 08 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 چند وقتی میشه که فروشگاهی به نام هایپر استار در غرب تهران باز شده..یک جای بزرگ که از شیر مرغ تا جون آدمی زاد توش پیدا میشه....قیمت هاش پایین تر از جاهای دیگه است...فقط غرفه بازیگری نداره که می تونیم به حامد بهداد فقط به خاطر هایپر بودنش پیشنهاد بدیم بره اونجا و یک غرفه بزنه....جای بدی هم برای کارهای افراطی نیست مثل پریدن رومیز و ...چون مطمئناً کلی آدم دورش جمع می شوند و احتمالاً تشویقش می کنند....آدمهایی که احتمالاً کهولت سن ویا سوءتغذیه هم ندارند!!!!
نوشته شده توسط آرام, در ساعت 11 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 سلام دکتر شما که کشتینش!!!! فکر کنم بنده خدا ترجیح میداد پیگیری قضایی بشه!
نوشته شده توسط سعيد هدايتي , در ساعت 11 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 والا من بازي حامد رو بخصوي تو بوتيك و كافه ستاره دوست دارم اما از وقتي تو برنامه رفيقش (مشابهش احمد نجفي) شركت كرد و شعار داد... كار ايشان سخيف و زشت بوده اما اميدوارم استعداش را صرف ارتقا هنرش نمايد نه جلب نظرها به هر ترتيبي.
نوشته شده توسط سپيدار, در ساعت 12 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 چه قدر تلخ و بد است كه آدم هايي به اسم هنر و هنرمند اين جوري رفتار مي كنند. خيلي متاسف شدم.
نوشته شده توسط حسن نیازی , در ساعت 14 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 به به، ستاره های سینمای ما رو ببین!!!
نوشته شده توسط مرتضي , در ساعت 18 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 سلام .. البته برخلاف نظر شما همچنان معتقدم كه بهداد بازيگر خوبيست هر چند مثل ديگر بازيگران خوب سينما بازي ها و فيلم هاي بدي هم در كارنامه اش ديده مي شود . اما درباره ي نكته ي دوم با شما موافقم .. او بايد به هنجارهاي فردي و اجتماعي پايبند باشد .. يا حق .
نوشته شده توسط ..., در ساعت 19 به تاریخ 08 مهر ماه سال 1388 آقای دکتر این رو به واقع و خیلی صادقانه می گم خدمتتون، واقعاً هیچ چیز از نظر من بدتر از عدم رعایت احترام نیست و بیش تر از همه دلیل ناراحتیم از دست بهداد ، به جهت شخص شماست که به منش اخلاقی و احترامی که براي دیگران قائل هستید ایمان دارم.
نوشته شده توسط حسین, در ساعت 10 به تاریخ 09 مهر ماه سال 1388 بهداد فقط معلوله. علت چیز دیگهای هست. ایشون در اولین فیلمشون آخر بازی مثل یک بازیگر درست و حسابی کارشو انجام داد و واقعا هم خوب بود. اما بعدا کسانی دورشو گرفتن و براش توهم به وجود آوردن. مثل همون آقای نعمتالله که اون جمله رو گفته و یه سری منتقد و روزنامهنگار. این درد از خار سرانگشته جناب دکتر.
نوشته شده توسط احمد, در ساعت 10 به تاریخ 09 مهر ماه سال 1388 خواستم بگم من هم مطمئنم كه شما با احترام و ادب ويژه اي با ديگران برخورد مي كنيد. اين را از پاسخ نويسي تان براي كامنت گذاران هم معلوم است. به نظرم آدم هاي محترم مي توانند به ديگران هم احترام بگذارند. كسي مثل بهداد كه فحش مي دهد اول از همه خودش را زير سوال مي بره
نوشته شده توسط علي , در ساعت 12 به تاریخ 09 مهر ماه سال 1388 بين شعور و فرهنگ رابطه مستقيم وجود داره و بهداد يك نمونه است
نوشته شده توسط الهام ج, در ساعت 13 به تاریخ 09 مهر ماه سال 1388 من با دوست وكيل شما موافقم.
نوشته شده توسط نيما, در ساعت 16 به تاریخ 09 مهر ماه سال 1388 دو مطلب شما در باره بهداد را در سايت سينماي ما هم گذاشته اند. http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-1714.html
نوشته شده توسط شهاب , در ساعت 23 به تاریخ 09 مهر ماه سال 1388 خوش به حال تان كه مي توانيد جواب اين حد بي ادبي را اين قدر خونسرد و آرام و محترم بديد آقاي دكتر. اما بايد مراقب باشيم كه آرامش و منطق در برابر گستاخي باعث گسترش اون نشه. درست مي گم؟
نوشته شده توسط سام, در ساعت 20 به تاریخ 10 مهر ماه سال 1388 آقای جلالی فخر سوال من این است که ما اخلاقا حق داریم که درباره بیماریهای روحی آدمهای مشخص و حی و حاضر اینطور علنی و برملا صحبت کنیم ؟ آقای دکتر به این موضوع فکر کنید . خدا عاقبت همه مار به خیر کند .
نوشته شده توسط اقلیما , در ساعت 00 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 باهاتون کاملا مخالفم....چون مغرضانه حرف زدید از شما انتظار چنین حرفی رو نداشتم که خیلی راحت در مورد شخصیت ادمها نظر بدید متاسفم
نوشته شده توسط كاووس, در ساعت 14 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 من مصاحبه اين آقارا نخوانده ام اما اگرچنين گفته باشدبرايش واقعا متاسفم.آقاي جلالي فخر كارنامه شما بسيار روشن است و از منتقدان نجيب و بي حاشيه و چيزدان اين سينما بوده و هستيد.در اين مورد هم متانت هميشگي خود را حفظ كنيد كه نيك ميدانيد زمان خود بهترين داور است.در تاريخ سينماي ماهم از اين جيمز دينها و پل نيومنها و آلن دلونهاي بدلي بوده اند كه خود بخود حذف شده اند و كسي حتي نامشان را بخاطر نسپرد.
نوشته شده توسط سعدی, در ساعت 15 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 تو هم اگر خفتی... به که در پوستین خلق افتی
نوشته شده توسط mahsa, در ساعت 10 به تاریخ 12 مهر ماه سال 1388 آقای جلالی فخر عزیز خودتون رو ناراحت نکنید. این چنین واکنش هایی از این شخص کاملا طبیعی است. امیدوارم ایشون و اطرافیانشون به توصیه های دلسوزانه ی شما عمل کنند. انگار ایشون غیر از اینکه باید کلاس فروتنی و تواضع برن به کلاس های دیگه ای هم نیاز مبرم دارند!
نوشته شده توسط ترانه, در ساعت 14 به تاریخ 12 مهر ماه سال 1388 آقای جلالی فخر من واقعا به شما حق میدم.آقای بهداد متاسفانه خیلی جوگیر هستند و دچار بیماری خودشیفتگی شدید هستند.من واقعا برای کسانی که از این آدم خودشیفتۀ عقده ای حمایت می کنند متاسفم. آقای بهداد لطفا خودتون رو به یک روانشناس نشون بدین همین طور که در فیلم حس پنهان به روان شناس مراجعه کردین!!!!
نوشته شده توسط زنبق دره, در ساعت 08 به تاریخ 13 مهر ماه سال 1388 البته قبول کنید که گاهي وقت ها انصاف و اعتدال و نرمش را رعایت نمی کنید و تند می روید و الزامي ندارد بازيگري در حد و اندازه حامد بهداد بتواند انتقادات تند و صريح را با سعهء صدر قبول کند.
نوشته شده توسط حمید, در ساعت 10 به تاریخ 13 مهر ماه سال 1388 شما که نفر اول توهین کردید و بازم در مطلب انتقادیتون توهین کردید ،فقط نمیدونم چرا توهین واضح دومتون رو از روزنامه وطن امروز حذف کردید؟
نوشته شده توسط حمید, در ساعت 10 به تاریخ 13 مهر ماه سال 1388 به آقای لامعی
به نظر شما مطلب اقای گلمکانی به شوخی نزدیک نیست ؟ در ضمن این آقای دکتر هم کم توهین نکردند ،انقدم مغرض بودن که مینویسن صبرکردند تا از بهداد جوابیه بشنوند ،تازه بهداد اسم کسی رو هم نیوورده ،دقت کنید بازم آقای جلالی توهین کردن ، یعنی شما چشماتون نمیبینه ایشون در قالب یک خاطره هرچی دلشون خواسته نثار یک بازیگر ایرانی کردن و چقدم کینه دارن که هرچی بدو بیراه میشه به یه آدم داد رو در وبشون تایید میکنن
نوشته شده توسط حمید, در ساعت 10 به تاریخ 13 مهر ماه سال 1388 هرچی به هنرتر عیبجو تر دقیقاً خطاب به شماست ! در ضمن غرض ورزی تون بعضی وقتا جالب هم میشه ،کسی که بیاد بگه یکی از عوامل خراب شدن و بد شدن "دلخون" بهداده معلومه که طرز فکرش چیه ،این همه آدم اومدن نقد کردن بازیش رو شما این وسط خواستید متفاوت نمایی کنید!آخه کجای عالم هنر شما قرار دارید که انقد میخواید خودتون رو مطرح کنید ، خوبه که دیپلم فجر رو هم گرفته
نوشته شده توسط پري, در ساعت 10 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 به معناب واقعی کلمه کبف کردم وقتی اون یادداشت رو تو مجله فیلم خوندم. بالاخره یکی باید جرات میکرد و به این پادشاه !میفهموند هیچی تنش نیست!!!
نوشته شده توسط r, در ساعت 22 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 حامد بهداد در کجای مصاحبه توهین کرده؟ ___________________________________ تخته خاكستري: http://www.vatanemrooz.ir/1388/7/1/VatanEmrooz/245/Page/8/VatanEmrooz_245_8.pdf
مصاحبه كننده: نقد اخير يكي از مجلات را در نقد بازي تان خوانديد؟
بهداد: كاملا مغرضانه است و اشكالي هم ندارد. اينها بيشتر به خاطر سوء تغذيه و كهولت سن است كه فسفرهاي مغز را كاهش مي دهد و از بين مي برد.
نوشته شده توسط میثم(عشق من سینم , در ساعت 21 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 سلام با شما موافقم.
نوشته شده توسط مريم, در ساعت 01 به تاریخ 26 مهر ماه سال 1388 به نظر من تمامي حرفهاي بهداد و تعريفريف هايي كه از خودش ميكنه منطقيه هر كسي خودش بهتر ميدونه كه چقدر توانايي داره همونطور كه خيلي جاها از خودش انتقاد ميكنه و ميگه از خودش راضي نيست به هر حال من تا حالا ازهر كسي كه از نزديك حامدو ميشناسه يا با اون برخوردي داشته جز تعريف چيز ديگه اي نشنيدم حامد با عشق به بازيگري نگاه ميكنه و به نظر من حق با خودشه اگه ميگه سواي همست
نوشته شده توسط علی, در ساعت 18 به تاریخ 26 مهر ماه سال 1388 حامد بهداد برنده جایزه بهترين بازيگر جشنواره ابوظبي شد حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگرياش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود. http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1421389&Lang=P
نوشته شده توسط نسترن, در ساعت 14 به تاریخ 05 آبان ماه سال 1388 آقای دکتر شما با گفتن این حرفها تنها نشان دادید که حتی کمی هم قادر به کنترل کردن خود نیستید و به شما یادآوری می کنم که این شما بودید که باب توهین را به شکل زننده ای باز کردید و باز هم تنها شما هستید که جلوی بسته شدن آن را گرفته اید که البته دوست وکیل شما راه حل خوبی پیشنهاد کرده و آقای بهداد میتواند از این راه استفاده کند و یا شاید مایل باشید که با يك آمبولانس تماس بگيرم تا شما را به يك مركز درماني برساند. من روانپزشكان حاذقي سراغ دارم كه ميتوانند به شما كمك كنند."
نوشته شده توسط غزل, در ساعت 22 به تاریخ 15 آبان ماه سال 1388 واقعا یعنی از یک هنرمند شما فقط نکات منفی رو می بینین؟ البته که این قضیه یک نکته منفی نیست. حامد بهداد همان هنرمندی است که برنده ی جایزه ی بهترین بازیگر جشنواره ابوظبی شد ، حامد بهداد همان هنرمندی است که بارها و بارها نامزد دریافت جایزه از جشنواره های مختلف شده است. ای کاش ما کمی هم قدر بازیگران خوب کشورمان را بدانیم.
نوشته شده توسط غزال, در ساعت 22 به تاریخ 21 آبان ماه سال 1388 این درست که او باید کنترل بیشتری روی رفتارش داشته باشد اما شما با این نقد تمام وجود بهداد و به خصوص بازی او را را زیر سوال بردید فکر نمی کنید با این کار شعور داوران جشنواره های مختلفی که از بازی او تقدیر کرده اند را هم زیر سوال برده اید؟
نوشته شده توسط ......, در ساعت 21 به تاریخ 08 آذر ماه سال 1388 chera fekr mikonid har chi minevisid doroste??????????vaghean chera
نوشته شده توسط
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
\n This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
' target='_blank'>, در ساعت 14 به تاریخ 01 بهمن ماه سال 1388 چی بگم؟ حامد بهداد و نویسنده این متن رو بذاریم کنار مساله اصلی اینه که ما ادعای روشنفکری داریم و نقد پذیری اما با کوچکترین نقدی سریع موضع می گیریم نقد بر پایه استدلال است و پاسخگویی به نقد نیز ملزم به استدلال
نوشته شده توسط
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
, در ساعت 08 به تاریخ 26 تیر ماه سال 1389 heyf heyf heyf, ke hamed behdad motvalede irane, , shoma ha hamoon golzar o navab safavi be darde salighatoon mikhoore! alaki nist ke iran JAHAN SEVOMIEH,
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد